داود بن علينقى وزير وظايف

58

سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )

توطئه در كشتى شنيدم شب در كشتى ، حاجى گردش مىكرده است ، چون عرشه خلوت مىشود ، دو سه نفرى خواسته‌اند ، او را به دريا بيندازند ، به خصوص اين روزها كه كليهء خاك « روس » به جهت جنگ « ژاپن » بىنظم است . در خود « باطوم » مذكور شد ، دزد مىرود درِ منزل‌ها در مىزند ، صاحب خانه « 1 » را مىخواهد ، تا بيچاره آمد ، فورى شش لول به شكمش مىگذارد ، و پول مىخواهد و مىگيرد و مىرود ، دو سه شب قبل با تاجرى و شب بعد با دكترى اين كار را كرده بودند ، از همه بامزه‌تر اين است كه چند روز است قرار شده اگر كسى از بانك پول بگيرد و بخواهد ببرد ، از دولت دو نفر صالدات ، به همراه صاحب پول در فايتون مىكنند كه او را به سلامت برساند ، با اين همه دو شب قبل كسى مبلغى پول گرفته و با دو نفر صالدات مىرفته است ، در ميان شهر سه نفر دزد خود را به فايتون انداخته ، هر كدامى يك نفر صالدات « 2 » را گرفته و آن ديگرى تمام پول را از صاحب بيچاره‌اش گرفته ، آنگاه رفته‌اند ، اعتقاد اهالى اين بود كه خود پليس هم با اين دزدها شراكت دارد ، اينجا هم مثل « بادكوبه » است ، و مردمش از كثرت رفتن صالدات به جنگ متأذى شده ، هر روز عريضه‌هاى تهديدآميز به حكومت و به امپراطور مىنويسند ، چند روز قبل هم سرباز دهات را به شهر آورده به جنگ مىفرستادند ، آنها هم شورش كرده نمىرفتند ، تير و تفنگ زيادى كرده‌اند ، بالاخره آنها را به عنف در كشتى نشانيده و برده‌اند . « باطوم » در كنار « بحر اسود » ، كه او را « قره ويكتر » گويند ، واقع است ، و از بنادر معتبره « دولت عثمانى » بود ، تا در سنهء هزار و دويست و نود و پنج ، بين « سلطان عبدالحميد خان عثمانى » كه اكنون هم « سلطنت روم » با او است ، و « دولت روس » جنگ عظيمى واقع گرديده و بالاخره صلح واقع شده ، در اين صلح مبلغى از خاك « عثمانى » به « دولت روسيه » واگذار شده ، از آن جمله همين بندر « باطوم » است ، « بحر اسود » كه به

--> ( 1 ) - در متن خوانه است . ( 2 ) - سرباز .